اعمال حاکمیت، فراتر از مدیریت بحران

شناسه : 712 06 می 2019 - 10:29 121 بازدید ارسال توسط : نویسنده : گرشاسب خزائنی

ساختارها و روش های موجود در مدیریت بحران کشور کفایت و قابلیت لازم برای حل این چالش ها را ندارند. این مهم نیازمند درک صحیح از مفهوم حاکمیت (Governance) در مقابل مدیریت (management) است.

 اعمال حاکمیت، فراتر از مدیریت بحران
پ
پ

حاکمیت بحران فراتر از مدیریت بحران

 

پس از خارج شدن اخبار حوادث و خسارات ناشی از سیلاب از سرخط خبرها، شنیدن اخباری مانند “هزینه اجاره در شهر سیل زده “پل دختر” چند برابر شده است” یا هشدار ریاست قوه قضاییه مبنی بر اینکه “سیل زدگان نگران اسناد مالکیت خود نباشند” نشان می دهد مردم مصیبت دیده ای که هنوز در حال پاک کردن گل و لای از زندگی خود هستند، حالا دچار پیامدهای پس از حادثه شده اند و باید نگران سودجویانی باشندکه مبادا از آشفتگی سیستم اداری و نظارتی سواستفاده کنند. مقایسه این اخبار با اتفاقات یکسال پس از زلزله کرمانشاه، نشان می دهد که عمق پیامدهای یک حادثه و در نتیجه حدود مسولیت مدیریت بحران تا چه حد می تواند گسترده باشد.

نحوه آمادگی، مقابله و کنترل حوادث در بحران سیلاب فروردین ٩٨، سوالات زیادی را در برابر کیفیت و اثرگذاری مدیریت بحران در کشور ایجاد کرده است. عدم مواجه موثر با دو ابرچالش آب و زلزله نشان داد با وجودی که طبیعت ایران همواره در معرض این حوادث قرار دارد، ساختارها و روش های موجود در مدیریت بحران کشور کفایت و قابلیت لازم برای حل این چالش ها را ندارند. سیستم های مدیریتی کشور برای مواجه با بحران مانند سیلاب اخیر یا زلزله در کرمانشاه هیچ استراتژی مشخصی نداشته، بسیار کند و سردرگم عمل کرده، به ابزارهای کارآمد دسترسی نداشته، و دست آخر آسیب و نارضایتی مردم را در پی داشته است.

سیل اخیر دوباره یاداور شد که کشور فاقد یک سیستم حاکمیت در مدیریت بحران است. حاکمیت به معنای governance  به جای روش های مستقیم مدیریت management در کنترل ابزارها و بکارگیری منابع، ذینفعان و عوامل موثر در مدیریت بحران را همراستا کرده و تلاش های متضاد را در قالب یک هدف کلان هدایت می کند. حاکمیت فراتر از کنترل ابزارها و تکنولوژی ها به ساختارها و فرهنگ ها توجه دارد و سطح سیاست گذاری و استراتژی را مدنظر دارد.

در حادثه اخیر دوباره متوجه شدیم اعتماد مردم به نهادهای رسمی امدادرسان و خیریه‌های دولتی به شدت خدشه‌دار شده است و نیاز به بازسازی دارد. مردم علیرغم هشدارها، حاضر به تخلیه منازل خود نبودن چرا که دولت در پرداخت خسارات خوادث قبلی بدقولی کرده است. در حادثه سیلاب تلاش های سازمان ها و نهادها بدون هماهنگی با یکدیگر و حتی در رقابت با یکدیگر انجام می گرفت، که نتیجه آن اثرگذاری کم و بی اعتمادی بیشتر مردم به مدیریت بحران بود.

به مانند زلزله کرمانشاه، همت ملی به کمک امد ولی نتوانستیم از آن به درستی استفاده کنیم. در غیاب NGO های شناسنامه دار که قابل حسابرسی و ارزیابی باشند، افراد مستقلا به میدان امدند و درخواست کمک کردند، که البته تمامی حساب های درخواست کمک افراد بسته شد. در شهر ها و روستاها علیرغم هشدار مدیریت بحران برای تخیله مسیرها، مردم و جوانان تصمیم گرفتند که مقابله کنن و خود اقدام به تقویت یا بستن سیل بندها کردن.

در سیل اخیر مشخص شد که توسعه پایدار هنوز مفهوم غریبی در نگاه مدیریت کشور است. در توسعه کلان شهرهای کشور به هشدارهای علمی بی اعتنا هستیم و مسیل های آب و رود دره ها را تبدیل به بزرگراه و پارک میکنیم. حریم رودخانه بدون نظارت و اعمال حاکمیت رها شده است، و ساخت و سازهای فراوان در بستر و حریم رودخانه اسیب ها را تشدید کرده است. مدیریت بحران نیازمند سامانه های موثر برای پیش بینی حوادث،  هشدار دهی به موقع، و اشتراک گذاری اطلاعات و تسهیل دسترسی به منابع پراکنده در یک مدت زمان کوتاه است که عموما فاقد آن هستیم. نقشه های قابل اعتماد که مسیرهای سیلاب و سناریوهای ممکن برای هدایت یا انحراف آن را پیش بینی کند. در این صورت مدیریت بحران نی تواند بر اساس سناریوی از پیش فکر شده و مجوزهای از قبل واگذار شده، فلان مسیر راه آهن را تخریب کند یا اب را به سمت تاسیسات نفتی منحرف کند

 

سیل اخیر پرده از ضعف اعتمادسازی، سیاستگذاری و هماهنگی برداشت و در واقع حفره‌های نظام حاکمیت بحران را نشان داد. نیم قرن است که دولت‌ها عملا سیاستگذاری برای آب و محیط زیست را کنار گذاشته اند، توسعه زیرساخت ها در کشور هنوز درگیر اعمال سلیقه ها و بدون پشتوانه حمایتی و نظارتی است،  افراد و بخش خصوصی بی‌توجهی به منافع عمومی و در غیاب نظارت نهادهای حاکمیتی برای رسیدن به منافع کوتاه مدت حداکثر اسیب را به محیط زیست وارد می کند.به دلیل فقدان سیاست‎گذاری یکپارچه و اعمال حاکمیت است که محیط زیست در نیم قرن گذشته به شدت آسیب دیده و به همان شدت در حال آسیب رساندن است.

در حالیکه مدیریت بحران با فروکش سیلاب به حالت انفعال بر می گردد، سیستم حاکمیت پس از بحران هم مسولیت هایش برای جبران خسارات و پایدار سازی سرمایه ها در برابر حوادث مشابه ادامه دارد. سیل اخیر خسارت‌های زیادی به زیرساخت‌ها، امکانات و سرمایه‌های انسانی وارد کرده و در خیلی از مناطق همه دارایی‌های حیاتی یک منطقه را از بین برده است. در نتیجه این خرابی‌ها هزاران فرصت شغلی از بین رفته و بیکاری و فقر در مناطق سیل زده تشدید خواهد شد. پس از حادثه باید پیش بینی سود که حدود مالکیت ها دچار ابهام شده است، بازار برخی محصولات کشاورزی دارای کمبود خواهد بود، حجم زیادی پروژه های زیرساختی تعریف خواهد شد و …. که همه و همه فقط با نظام حاکمیت بحران ممکن است

 

گرشاسب خزائنی

اردیبهشت ۱۳۹۸، منطقه آزاد چابهار

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.