اقتصاد توسعه

فرهنگ توسعه، میثاقی عمومی برای رفاه

شناسه : 1624 14 مارس 2020 - 0:22 184 بازدید ارسال توسط : نویسنده : گرشاسب خزائنی

مسیر توسعه یک تصمیم همگانی است که توسط احاد جامعه تعهد می گردد که آیا می خواهند رشد کنند به شرط انکه رقبای انها هم ثروتمند شوند یا فقیر بمانند ولی رقبای خود را حذف کنند؟

فرهنگ توسعه، میثاقی عمومی برای رفاه
پ
پ

فرهنگ توسعه، میثاقی برای رفاه عمومی

الزامات فرهنگی و اجتماعی برای توسعه اقتصادی

 

توسعه علاوه بر منابع مالی و تکنولوژی، نیازمند ساختارهای اجتماعی و فرهنگ توسعه است، که بدون آنها جامعه قادر به درک و یا استقرار توسعه اقتصادی و اجتماعی نخواهد بود. الزامات فرهنگی که نهایتا جامعه را قادر می سازد عناصر و ساختارهای توسعه گرا را مورد پذیرش قرار داده و حتی روند توسعه را تسریع و بازآفرینی نماید.

 انسان های توسعه یافته پیش شرط توسعه اقتصادی

برخی عناصر فرهنگی و ساختارهای اجتماعی متفاوت می توانند زمینه ساز و شرط توسعه شمرده شوند در واقع بدون وجود این عناصر فرهنگی هر نوع تلاش برای توسعه صرفا محدود به وارد کردن تکنولوژی و بزک کردن جامعه جامعه می شود. یک مدرن سازی ظاهری با صرف هزینه و منابع ملی که نهایتا هیچ نوع پایداری و استقامتی نخواهد داشت. با کوچکترین مانع و مزاحمتی متوقف می شود و در شکل تراژیک خود ممکن است مسیر معکوس به عقب را طی کند.

به همین دلیل است که بسیاری از مدیران با این سوال مواجه شده اند چرا تلاش های انها برای توسعه با مقاومت و شکست مواجه می شود و حتی غالب انها این تجربه دراورد را داشته اند که فلان مطقه قابل توسعه نیست. و دست آخر ناامید دست از تلاش کشیده اند و تبدیل به معتقدان به سرنوشت محتوم قومی و نژادی شده اند. چرا که هیچگاه به جنبه های فرهنگی توسعه توجه نکرده اند یا حداقل برای تقویت ساختارهای اجتماعی تلاش نکرده اند.

با یادگیری از تجربه مدیریت در یک منطقه توسعه نیافته که دارای پایین ترین سرانه های رفاهی بوده و بالاترین محرومیت ها را در نقشه اقتصادی کشور جا دارا می باشد؛ عناصر فرهنگ توسعه مشخصی را را می توان به عنوان الزامات اجتماعی تحقق توسعه فهرست کرد:

  1.  پذیرش تنوع چندفرهنگی
  2. حس تعلق و نظم جمعی
  3. فرهنگ کار و رقابت
  4. وجود ظرفیت نواوری و خلاقیت
  5. تمایل به پس انداز و رشد ثروت
  6. نگرش مطلوب و علمی به دنیا

نهادسازی اجتماعی برای فرهنگ توسعه

رفاه اجتماعی زمانی ممکن و قابل دسترس است که همه افراد اجتماع شامل بر مدیران و عناصر فرهنگی برای تولید ثروت در جامعه تلاش کنند. پذیرش تنوع فرهنگی به تسهیل روابط افراد جامعه کمک می کند (محب حسینی، کمیته ملی یونسکو، ۹۲)، نظم اجتماعی موجب ایجاد قابلیت برنامه ریزی و تقسیم کار گروهی می شود (صالح نیا و همکاران، ۸۹)، نگرش مطلوب پ علمی به دنیا یاعث می گردد که افراد اجتماع مطالبه رفاه نمایند و با نگرش علمی به دنبال کم هزینه ترین و با راندمان ترین روش تولید ثروت باشند(صالح نیا و همکاران، ۸۹).

در جامعه ای که فرهنگ خلاقیت و کارآفرینی وجود دارد، ظرفیت های توسعه و رشد از بتن جامعه ایجاد می شود و معطل دولت ها نیست، مانند وقتی که پس از رکود بزرگ اقتصاد امریکا با کمک رشد کسب و کارهای کوچک دوباره رونق گرفت (گیدنز، ۱۳۷۳).

و البته شکل گیری این ویژگی ها نیازمند صرف زمان و نهادسازی است، آنچنان که عجم اغلو و رابینسون با مطالعه مسیر توسعه کشورهای مختلف در کتاب با ارزش خود با عنوان «ملت ها چرا شکست می خورند»، نشان داده اند که دستیابی به این جنبه های فرهنگی نیازمند شکل گیری ساختارهای نهادی موثر و صرف زمان های بسیار طولانی است (۱۳۹۲). ولی متاسفانه این مهمی است که معمولا مورد غفلت مدیران توسعه گرا قرار می گیرد و یا به علت محدودیت های زمانی یا دغدغه های اجرائی، فرصت تمرکز بر این موارد را نمی یابند.

رفاه اجتماعی از مسیر تولید ثروت

در اقتصادی که فرهنگ کار وجود ندارد و به دلیل انحصارهای شفاف یا پنهان امکان ورود پول یا ایده جدید وجود ندارد. شانسی برای توسعه نخواهد داشت. پذیرش فضای رقابتی به معنای انکه رشد من زمانی خواهد بود که همه رشد کنند و زمانی من پولدار خواهم شد که همه ثروتمند باشند. ان وقت برای پذیرش رقیب جا باز خواهیم کرد چرا که میدانم رشد من در بزرگتر شدن ظرف رقابت ممکن خواهد بود و نه با حذف رقیبان و ایجاد رانت انحصاری.

در مقابل در جامعه توسعه نیافته، افراد تلاش میکنند که رقبا را با روش های غیر اخلاقی یا حرفه ای حذف کنند، در تلاشند با ایجاد رانت های اداری و روابط ناسالم اقتصادی بازار را تا می توانند کوچک کنند چرا که باور دارند فضا انقدر محدود است که فقط یکی می تواند سود کند. در جامعه توسعه نیافته فعالان اقتصادی به جای کارافرینان خلاق و بخشنده  تبدیل به مافیاهای رانتی و محافظه کار می شوند. نهایتا جامعه توسعه نیافته، بازاری کوتاه مدت خواهد بود که روز به روز کوچک تر شده و فعلان خود را فقیرتر می کند. در حالیکه جامعه توسعه یافته صاحب اقتصادی رو به رشد می شود که علاوه بر رفاه ساکنین ان، ثروت و خلاقیت را برای تمام فعالان خود به همراه می اورد.

میثاق عمومی برای فرهنگ توسعه

ولی بر خلاف جنبه های فیزیکی و اقتصادی توسعه، جنبه های فرهنگ توسعه چیزی نیست که بشود از خارج وارد کرد و یا با زور و ابلاغیه به جامعه تزریق نمود. در واقع این یک تصمیم جمعی است که به صورت همگانی باید اتخاذ شود و به عنوان یک میثاق ملی توسط تمامی اعضای جامعه تعهد شود. این یک تصمیم بزرگ است که پیش از مدیران، می بایست توسط افراد جامعه و فعالان اقتصادی در مورد ان تصمیم گیری شود،

چرا که بیش از مدیرانی که دوره عمر کوتاهی دارند این افراد جامعه هستند که از رفاه عمومی ناشی از توسعه اقتصادی بهره مند می شوند. (البته با فرض امکان بهره مندی عمومی از منافع توسعه که جای دیگر درباره اش مفصل نوشته ام). این سوال اساسی که آیا میخواهند در یک رشد بزرگ ثروتشان افزایش یابد و یا در یک اقتصاد ضعیف از درامد محدود خود حفاظت کنند. آیا میخواهند رشد کنند به شرط انکه رقبای انها هم ثروتمند شوند یا فقیر بمانند ولی رقبای خود را حذف کنند.

 

گرشاسب خزائنی

اسفند ماه ۱۳۹۸، منطقه آزاد چابهار

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.